حس دستان تو عالی است ، حقیقت دارد

با تو هر ثانیه ، سالی است ، حقیقت دارد

 

                  من عروس غمم و عمر عزیزم همه شب

غرق داماد خیالی است ، حقیقت دارد

                 

بی هوای نفست ، زمزمه های دل من

آتش رو به زوالی است ، حقیقت دارد

 

  من  و دلتنگی و تنهایی و بی همنفسی   . . .

جای چشمان تو خالی است ، حقیقت دارد

 

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 19:20 توسط | |

این نعمت حضور تو، بر من تمام باد

 وین سایه‌ی مبارک تو مستدام باد



این مستی خجسته که بی‌منّت شراب

 آورده‌ای برای دل من، مدام باد



این خلوت شبانه و موسیقی سکوت

 بر گوش هوش جان و روانم، به‌ کام باد

 

 این حال خوش که وقت سحر هدیه ‌داده‌ای

 ‌همراه و همنشین دلم، صبح و شام باد



این قلب بی‌قرار که آرام از او گریخت

 از نفحه‌ی خوش نفست پرسلام باد



امشب من از خیال تو بی‌خواب گشته‌ام

 سلطان عالمم به چنین شب غلام باد!..

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:27 توسط | |

سلام به همه دوستان و عزیزان 

 

 

از من شعر مي‌خواهي


شعري پر از تشبيه و استعاره


ببخش عشقم


در خورجينم هيچ چيز شبيه به زيبايي تو ندارم

 

 

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:16 توسط | |

 

من تو را نمی سرایم !..


تو ...



خودت در واژه ها می نشینی ..!



خودت قلم را وسوسه می کنی !!



و شعر را بیدار می کنی !!

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 0:14 توسط | |

چـــه وقت گــــل کند آیا شکوفه های تنت

چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟

چگــونه صبــر کنــم کـــه باز برچینــم

شکوفه ی غزل از گیسوان پر شکنت

غمـی نجیب نهفته ست در دلم  که مرا

رها نمی کند احساس دوست داشتنت

تو آن دقایق شیرین خاطرات منی

با خود ببر مـرا بــه تماشای باغ نسترنت

تمام شهر به تایید من بپا خیزند

اگـــر دقیـــق ببینند از نگاه منت

چگونه با تـــو بجوشــــم؟چگــونه دل بدهم ؟

منی که این همه می ترسم از جدا شدنت

 

شاعر : محمد سلمانی

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ساعت 17:21 توسط | |